تبليغاتX
فضايل اهل بيت عليهم السلام


فضايل اهل بيت عليهم السلام
لي خمسة اطفي بهم حرّ الجحیم الحاطمة / المصطفي و المرتضي و ابناهما و الفاطمة
آمدن باران با دعای امام سجاد علیه السلام
موضوع: امام سجاد علیه السلام چهارشنبه هشتم شهریور 1385 7:22

ولادت باسعادت امام زين العابدين بر همگان مبارك!

مرحوم علامه مستنبط در كتاب شريف القطره به نقل از كتاب بحار الانوار و احتجاج از ثابت بناني نقل كرده اند كه گفت:

با جمعي از عبادت پيشه‌گان بصره؛ مثل ايّوب سجستاني، صالح، عتبة الغلام، حبيب فارسي و مالك بن دينار به حجّ رفته بوديم، همين كه وارد مكّه شديم با كمبود آب مواجه شديم و مردم را ديديم كه شديداً به خاطر بي آبي دچار تشنگي شده‌‌اند، اهل مكّه و زائران بيت الله به ما روي آوردند و نزد ما التماس كردند تا براي طلب باران دعا كنيم.

پس نزد كعبه آمديم و طواف كرديم، سپس با خضوع و ناله و زاري از خداوند نزول باران را تقاضا كرديم؛ ولي اثري از اجابت نديديم.

در همين حال ناگاه جواني وارد شد كه غصّه‌هايش او را اندوهناك و غم‌هايش او را مظطرب و ناآرام كرده بود، گرد كعبه چند بار طواف كرد سپس به ما روي آورد و فرمود:

اي مالك بن دينار! و اي ثابت بناني! و اي ايّوب سجستاني! و اي صالح مري! و اي عتبة الغلام! و اي حبيب فارسي! و اي سعد و اي عمر! و اي صالح اعمي و اي رابعه! و اي سعدانه! و اي جعفر بن سليمان!

ما گفتيم: لبيّك و سعديك، يعني گوش به فرمان شما هستم، امري داريد بفرماييد.

امام عليه السلام فرمود:

آيا در ميان شما يك نفر نيست كه خداوند مهربان او را دوست داشته باشد؟

عرض كرديم: اي جوان! وظيفۀ ما دعا كردن و اجابت كردن كار خداوند است.

فرمود:

 از نزد كعبه دور شويد، اگر يكي در ميان شما بود كه خدا او دوست مي‌داشت، دعايش را ا جابت مي‌فرمود.

 سپس خودش نزد كعبه آمد و بر زمين به سجده افتاد، پس شنيديم كه در سجده عرض مي‌كرد:

اي سرور من! به محبّتي كه به من داري، باران رحمت خود را بر اين مردم نازل كن.

ثابت بناني گويد:

 هنوز كلام آن حضرت تمام نشده بود كه باران مثل دهانۀ مشك سرازيز شد.

عرض كردم:

اي جوان! از كجا دانستي كه خداوند تو را دوست دارد؟

فرمود:

لم لم يحبّني لم يستزرني، فلمّا استزراني علمت أنّه يحبّني فسألته بحبّه لي فأجبني.

اگر مرا دوست نمي‌داشت به زيارتش دعوتم نمي‌كرد، از اين كه مرا به زيارت طلبيده دانستم كه مرا دوست دارد، و من به همان محبّتي كه به من دارد از او درخواست كردم و او اجابت فرمود.

سپس ما را ترك كرد؛ در حالي كه ابياتي را قرائت مي‌كرد:

من عرف الربّ فلم تغنــه       معرفة الربّ فذاك الشقي

ما ضرّ في الطاعة ما ناله       في طاعة الله و ما ذا لقي

ما يصنع العبد بغير التقي      و العــزُّ كل العــزّ للمـتّقي

كسي كه خدا را بشناسد و اين شناسايي او را بي‌نياز نكند؛ پس او در حقيقت شقي و بدبخت است.

ضرر نمي‌زند در طاعت آن‌چه از نعمت‌ها كه در راه اطاعت خداوند به او برسد و آن‌چه از مصائب كه به او برخورد كند.

بنده بدون تقوا چه مي‌كند؟ تمام عزّت و آبرو در سايۀ تقوا و براي اشخاص با تقوا است.

ثابت گويد:

 از مردم مكّه سؤال كردم كه اين جوان كسيت؟

گفتند:

 او علي بن الحسين بن علي بن ابي‌طالب عليهم السلام است.

القطره، علامه مستنبط، ج1، ح345 / 15 .