فضايل اهل بيت عليهم السلام



|
|
مباهله برترین فضیلت امیر المؤمنين عليه السلام
موضوع: امام علی علیه السلام
یکشنبه بیست و چهارم دی 1385 12:24
25 ذي الحجة ، روز مباهله، روز اثبات برتري دين اسلام بر تمامي اديان الهي و روز اثبات برتري امير المؤمنين بر تمامي فرزاندان حضرت آدم ؛ حتي انبياء اولو العزم (غير از حضرت خاتم )، بر پيروان مكتب حق مبارك باد .
در كتاب مناقب ديلمي آمده است: روزي مأمون به امام رضا (عليه السلام) گفت: بزرگترين فضيلتي كه اميرالمؤمنان علي (عليه السلام) از قرآن دارد براي من بگو. امام رضا عليه السلام فرمود: فضيلته في المباهلة و أنّ الرسول (صلي الله عليه و آله و سلم) باهل بعلي و فاطمة زوجته و الحسن و الحسين و جعله منها كنفسه و جعل لعنة الله علي الكاذبين و قد ثبت أنّه ليس أحد من خلق الله يشبه رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم فوجب له من الفضل ما وجب له إلاّ النبوة، فأيّ فضل و شرف و فضيلة أعلي من هذا. برترين فضيلت آن حضرت، در قصّه مباهله است. همانا رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) به وسيله علي، فاطمه همسر علي، امام حسن و امام حسين عليهم السلام (با نصاراي نجران) مباهله كرد، و آن حضرت را همانند جان خويش قرار داد، و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار داد. و البته ثابت است كه كسي از آفريدگان همانند رسول (خدا صلي الله عليه و آله و سلم) نبوده؛ بنابراين، همۀ فضايلي كه بر رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) لازم بوده بر علي عليه السلام نيز ثابت شده جز پيامبري؛ پس كدامين فضل و برتري بالاتر از اين فضل و شرف است. مأمون گفت: شايد رسول خدا با «النفس» به جان خويش اشاره كرده است! امام رضا (عليه السلام) فرمود: چنين اشارهاي جايز نيست؛ چرا كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) با همۀ آنها به سوي نصاراي نجران بيرون آمده و با همۀ آنها به مباهله پرداخته است. اگر جان خويش را اراده فرموده بود، ميبايستي علي (عليه السلام) را از مباهله خارج ميكرد؛ در صورتي كه به اتفاق همۀ مسلمانان علي (عليه السلام) جزو آنان بوده است. مأمون گفت: در آن هنگام كه پاسخ آيد، سخن ساقط ميشود. شاعري خوش ذوق اين حديث را اين چنين به شعر درآورده است: يا من يقيس به سواه جهالة دع عنـــك هذا قياس مضــيّع لو لم يكـن في النــصّ إلاّ أنّه نفس النيّ كفاه هذا الموضع اي كسي كه از روي ناداني ديگري را با او مقايسه ميكني، رها كن كه اين قياس باطلي است. اگر نصّ و آيۀ صريحي جز آيه مباهله كه در آن علي عليه السلام جان پيامبر (عليهما السلام) شمرده شده ، نبود، براي فضل و برتري آن حضرت كافي بود. نظير اين روايت را علامه مجلسي رحمة الله عليه در بحارالانوار، ج35، ص257، از الفصول المختاره شيخ مفيد نقل كرده است. (قطرۀ از درياي فضايل اهل بيت، آيت الله علامه سد احمد مستنبط، ج2، ص244، ح 847/30). در ضمن جواب آقاي محمد تا فردا داده خواهد شد ، اگر دوستان ديگر ( شيعه يا سني ) نظري دارند ، بنويسند تا در متن وبلاگ قرار دهم . ياعلي نوشته شده توسط سيد محمد يزداني | لینک ثابت | يقين دان كه خاك پي حيدرم
موضوع: امام علی علیه السلام
یکشنبه دوازدهم شهریور 1385 8:1 در مقدمه شاهنامه آمده است كه حكيم ابوالقاسم فردوسي وقتي به غزنين نزد سلطان محمود غزنوي آمد، سلطان بعد از شناخت او گفت: براي هر بيتي از شاهنامه كه بسرايي، يك مثقال طلا به تو جايزه ميدهم. حكيم ابوالقاسم فردوسي گفت: من هم قصد دارم كه هر چه صله به من كردي، آن را صرف پلي در شهر طوس كنم. فردوسي شروع به سرودن شاهنامه كرد و در مدت سيسال، شصت هزار بيت سرود و چون به سلطان محمود ارائه داد، وزيز سلطان سعايت كرد و گفت: براي هر بيت از شاهنامه يك مثقال نقره بده؛ چرا كه او شيعه و دوست علي عليه السلام است. شاه بعد از شنيدن، اين مسأله فردوسي را توبيخ و به او وعدۀ زجر داد. فردوسي هم در جواب شعر ذيل را سرود و آن را به ديوار قصر سلطان نصب و شبانه به طرف شهر طوس فرار كرد. ايا شــاه محــمود كشــور گشــا زكس گر نترسي بترس از خـــدا كه پيش از تو شاهان فراوان بدند همه تاجــــداران كـــيهان بـــــدند نه ترســم كـه دارم ز روشــندلي به دل مهــــــــر آل نبي و ولـــــي هر آن كس كـه در دلش بـغض عـلي است از او خوارتر در جهان گو كه كيســـت؟ منم بنـــــدۀ هر دو تا رســــتخيز اگر شــــه كــــند پيكـرم ريز ريــز من از مهر اين هر دو شه نگذرم اگر تيغ، شـــــه بگــذرد بـر سرم اگـــر در كـــــف پاي پيلــم كنـي تـــن ناتوان همچــو نيلــــم كني نباشــــد جز از بيپدر دشمـنش كه يزدان به آتش بسوزد تنــــش منــــم بندۀ اهل بيــــــت نبـــــي ستـايندۀ خـــــاك پاي ولــــــــــي چه باشد تو را عقــــل و تدبيــــــــر وراي بـــه نزد نبــــي و علـــي گير جاي چه گفت آن خداوند تنزيل و وحي خداوند امــــــر و خداوند نهي كه من شــهر علمم عيم در است درســت اين سخن قول پيغمـبــر است گواهي دهم كاين سـخن راز او اســت تو گويـي كه گوشــــم بر آواز او اســــت به سيسال بــردم به شـــــــهنامه رنج كه تا شاه بخشـد مرا تاج و گنـــج اگر شـــــــاه را شــــــاه بودي پدر مـــــرا بر نهــــادي به ســـر تاج زر و گر مـــــــادر شــــــــاه بانود بدي مـرا ســـــــــيم و زر تا به زانو بدي يقـــــينم كه شاه نانـوا زاده است بهاء كـف نــــــان به من داده است پرســـــــتار زاده نيـــــايد به كـــــار اگر چنــــد دارد پـدر شـــــــــــهريار هـــــــــمانا كه او نانـــوا زاده است به جـــــــاي طلا نقرهام داده است چو سيسال بردم به شهنامه رنج كه شاهم ببخشـــد به پاداش گنج مـرا زين جــــــــــهان بينيازي دهد ميان مـــــهان ســـــــر فـرازي دهد تو بــد دين و بد كـــيش خواني مرا منم شـــير نــــر، ميش خواني مرا مـــرا بيــــم دادي كه در پاي پيــــل تنت را بســــــايم چو ســــايند نيل اگر خـــــلد خواهي به ديگر سراي به نزد نبـــــي و وصي گـــــير جاي گــــــرت دين بد آيد گناه من اسـت چنيـن دان و اين راه راه من اســت بدين زادم و هـــم بر اين بگـــــــذرم يقين دان كه خــــاك پي حــــــيدرم كف دســـــت محــــــــــمود والا تبار ســـه اندر ســــه آمد چهار در چهار
نوشته شده توسط سيد محمد يزداني | لینک ثابت | اختصاص لقب «امير المؤمنين» به امام علي بن ابيطالب عليه السلام
موضوع: امام علی علیه السلام
سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 9:49 يكي از ظلمهاي ناجوانمردانهاي كه دشمنان اميرالمؤمنين عليه السلام در طول تاريخ انجام دادهاند، انكار فضايل آن حضرت و در بسياري از موارد، اختصاص دادن آن به خودشان و قالب کردن اين فضايل بر اندام ناموزون دیگران بوده است. هدف از اين فضليت تراشيها، اين بوده است كه قدر و منزلت آن حضرت را در پيش مردم پايين بياورند و به جاي آن جایگاه و مقامي را براي خودشان (هرچند به ناحق) دست و پا كنند. براي اثبات اين مسأله مثالهاي زيادي را ميتوان بر شمرد؛ از جمله اين كه ميگويند: نخستين كسي كه به پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم ايمان آورد، ابوبكر بوده است! يا اين كه پيامبر اسلام، همۀ درهاي مسجد را بست الا درِ خانه خودش و ابوبكر را و... يكي از همين ظلمها، يا بهتر است بگوييم سرقت فضيلتها، اختصاص لقب «اميرالمؤمنين» به كساني بود كه هيچ سنخيتي با اين لقب نداشتند. روايات بسيار زيادي از طريق شيعه و سني وارد شده است كه پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم نخستين بار اين لقب را به امام علي بن ابي طالب عليه السلام داد و ديگران را از بكار بردن اين لقب براي خودشان منع كرد؛ از جمله در بخشي از خطبه مباركه غدير فرمودند: ادامه مطلب نوشته شده توسط سيد محمد يزداني | لینک ثابت | فرق ها دارد مسیحا با علی (علیهما السلام)
موضوع: امام علی علیه السلام
دوشنبه شانزدهم مرداد 1385 22:19 ولادت باسعادت مولی الموحدین علی بن ابی طالب علیه السلام بر همه شیعان مبارک باد.
نوشته شده توسط سيد محمد يزداني | لینک ثابت | لحظهاي به خدا شرك نورزيد!
موضوع: امام علی علیه السلام
چهارشنبه یازدهم مرداد 1385 21:0 يكي از فضايل بزرگ و منحصر به فرد اميرالمؤمنين عليه السلام اين است كه در تمامي لحظات عمر شريفش، آني و كمتر از آن، به خدا شرك نورزيده است. براي اثبات افضليت اميرالمؤمنين عليه السلام بر ديگران همين بس كه آنها بيشتر عمرشان را در بتپرستي، شرك، و انواع و اقسام گناهان بزرگ و كوچك گذراندهاند؛ در حاليكه اميرالمؤمنين در تمام لحظات عمرشان فقط و فقط يك خدا را پرستش كرده است. نه تنها بتي را پرستش نكرده است؛ بلكه دشمني عجيبي با بتها داشته است كه حتي در كودكي هم با بتها سر سازش نداشت و هر وقت داخل كعبه ميشد، خليلوار شروع به شكستن آنها ميكرد. مرحوم شيخ حرّ عاملي در كتاب شريف اثبات الهداة ج2، ص461، حديث 205 روايت ميكند كه: أنّ اباطالب قال لفاطمة بنت اسد و كان علي صبيّا: رأيته يكسر الاصنام، فخفت ان يعلم كبار قريش ذلك. فقال: يا عجبا! انا اخبرك بأعجب من هذا! اني اجتزت بالموضع الذي كانت اصنامهم فيه منصوبة، و عليّ في بطني، فيضع رجليه في جوفي شديداً لايتركني أن اقرب من ذلك الموضع الذي فيه اصنامهم. و انما كنت اطوف بالبيت لعبادة الله تعالي لا للأصنام. روزي حضرت ابوطالب عليه السلام آمد خدمت فاطمه بنت اسد مادر گرامي اميرالمؤمين عليه السلام و فرمود: علي را ديدم كه بتها را ميشكست، ميترسم كه اگر به اين كار خودش ادامه دهد، سران قريش بفهمند. فاطمه بنت اسد گفت: من قصۀ عجيبتتر از او ديدم و آن اينكه: هنگامي كه علي عليه السلام در رحم من بود، براي عبادت به طواف كعبه ميرفتم، هروقت كه از نزديك بتي رد ميشدم، علي پايش را محكم به شكم من فشار ميداد و تا از آنجا دور نميشدم، رهايم نميكرد!!. اين شخصيت امام علي عليه السلام است كه حتي در شكم مادر هم نميتواند بتها را تحمل كند؛ چه رسد به طفوليت و جواني. حالا این که چرا اهل سنت دیگران را با او مقایسه می کنند باید از خودشان سوال کرد. نكته قابل توجه در اين روايت اين است كه فاطمه بنت اسد ميگويد كه من براي طواف كعبه ميرفتم نه عبادت بتها. از اينجا معلوم ميشود كه پدر و مادر امام علي عليه السلام هم هيچ گاه بتپرست نبودهاند؛ بلكه آنها مؤمن به دين جدشان ابراهيم بودهاند و هرگز بيدين نبودهاند. چه زیبا سروده است سنایی غزنوی: رو مدينۀ علم را درجو و پس در وي خرام نيك نَبوَد خويش را چون حلقه بر در داشتن آن كه او را بر علي مرتضي خواني امير! كافرم گر ميتواند كفش قنبر داشتن. نوشته شده توسط سيد محمد يزداني | لینک ثابت | رمز گشايي كلمۀ «علي» (عليه السلام).
موضوع: امام علی علیه السلام
جمعه نهم تیر 1385 9:52 كلمۀ علي (عليه السلام) با عدهاي از اسامي عربي و فارسی از نظر عدد حروف هجائي مطابق است؛ يعني مجموع هر كدام 110 ميشود. _ يكي از آنها كلمه «يمين» است؛ به اين دليل كه اصحاب آن حضرت، اصحاب يمين هستند كه در قرآن از آنها ياد شده است: وَأَمَّا إِنْ كَانَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ. فَسَلَامٌ لَكَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ. (واقعه/90 و 91). _ كلمه «طاق» به معناي فرد؛ زيرا كه او يگانه و بينظير است؛ _ كلمه «يسبّح» به معناي « تسبيح ميكند»؛ زيرا آن حضرت حقيقت ذكر و تسبيح است؛ _ كلمه «حق» به اين دليل كه او با حق است و حق با او است، و هر كجا او باشد حق گرداگرد او ميچرخد؛ _ كلمه «عطوف»؛ زيرا او نسبت به دوستان و شيعيانش عطوف و مهربان است؛ _ كلمه «نائب مناب» كه كلمهاي فارسي است با كلمه «علي بن ابي طالب» مطابق است؛ زيرا او نائب و جانشين پيغمبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است؛ _ كلمه «دين الاسلام» با جمله «حبّ علي بن ابي طالب» مطابق است؛ _ كلمه «فرقه» با لفظ «شيعه» مطابق است و اين اشاره به همان فرقه ناجيه؛ _ كلمه «نجف الأشرف» با لفظ «جنت سرا» كه كلمهاي فارسي است از نظر عدد مطابقاند. يعني گروه رستگاران دارد كه در حديث پيغمبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) وارده شده است. آن حضرت فرمودند: ستفرق امّتي بعدي ثلاث و سبعين فرقة، فرقة ناجية و الباقي في النار. (بحار الانوار، 28، 2)؛ يعني بعد از من، امت من گروه گروه ميشوند، فقط يك گروه از آنها اهل نجات هستند و بقيه اهل دوزخ و گرفتار آتش خواهند بود؛ _ و عجيبتر از اينها حروف مقطعه اوائل سورههاي قرآن است كه بعد از حذف مكررات آن و با كنار هم قرار دادن آنها جملات زيادي ساخته ميشود كه ميتوان گفت اين از اسرار قرآني است. در اين جا به چند جمله از آن اشاره ميشود. 1. «علي صراط حقّ نُمْسِكُه»؛ يعني علي راه حق است و ما راهش را ميپيمائيم؛ 2. «صر اط علي حق نمسكه»؛ يعني راه علي (عليه السلام) حق است كه ما به آن تمسك جستهايم؛ 3. علي حق نمسك صراطه؛ 4. علي حق صراطه نمسك؛ 5. علي نمسك صراط حقه؛ 6. نمسك صراط علي حقه؛ 7. سر علي حق كما نص طه؛ و... منبع: قطرهاي از درياي فضايل اهل بيت عليهم السلام، ج1، ذيل حديث 251/158. با كمي تغيير. نوشته شده توسط سيد محمد يزداني | لینک ثابت | خضر، شیعه علی (علیهما السلام)
موضوع: امام علی علیه السلام
سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385 20:24 در كتاب «صفوة الأخبار» از أعمش نقل ميكند: كنيزي سياه چهره و كور را ديدم كه به مردم آب ميداد و ميگفت: به دوستي و محبّت حضرت علي بن أبي طالب عليه السلام بياشاميد. سپس او را در مكه ديدم كه بينا گشته و به مردم آب ميدهد، و اين بار ميگويد: بياشاميد به محبّت كسي كه خدا به خاطر او بينايي را به من برگرداند. اعمش ميگويد: قضيّه را با او در ميان گذاشتم و گفتم: تو را در مدينه نابينا ديدم كه آب ميدادي و ميگفتي: به محبّت علي بن ابي طالب عليه السلام بياشاميد و اكنون ميبينم كه بينا گشتهاي، مرا از اين مطلب با خبر كن. كنيز گفت: مردي را ديدم كه به من فرمود: اي كنيز! آيا تو اهل ولايت و محبّت علي بن ابي طالب عليه السلام هستي؟ گفتم: بلي، آنگاه دعا كرد و گفت: خدايا! اگر راست ميگويد، بينائياش را به او برگردان، به خدا قسم، به بركت دعاي او فورا ديدگانم روشن و چشمانم بينا گرديد. به او گفتم: تو كيستي؟ گفت: «أنا الخضر و أنا من شيعة علي بن أبي طالب عليه السلام» من خضر و از شيعيان علي بن ابيطالب عليه السلام هستم. (صفوة الاخبار: (كتابي است خطي كه هنوز به چاپ نرسيده است). بحار الانوار، ج42، ص9، ح11) نوشته شده توسط سيد محمد يزداني | لینک ثابت | علی علیه السلام از زبان علی
موضوع: امام علی علیه السلام
چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385 4:50 شخصي از امير المؤمنين علي عليه السلام پرسيد: چگونه صبح كردي؟ حضرت فرمود: أصبحت و أنا الصديق الاكبر و الفاروق الاعظم، و أنا وصيّ خير البشر، و أنا الأول، و أنا الآخر، و أنا الباطن، و أنا الظاهر، و أنا بكل شيء عليم، و أنا عين الله، و أنا جنب الله و أنا أمين الله علي المرسلين، بنا عبد الله، و نحن خزّان الله في أرضه و سمائه، و أنا اُحيي و اُميت، و أنا حيّ لا اموت. صبح را آغاز كردم، در حالي كه من صديق اكبر و فاروق اعظم هستم، من جانشين بهترين انسانم، منم اول، منم آخر، منم باطن، منم ظاهر، به همه چيز آگاهم، منم عين الله، منم جنب الله و من امين خدا بر پيامبرانم. به وسيله ما خداوند پرستش ميشود، گنجينه داران خدا در زمين و آسمان ما هستيم، منم كه زنده ميكنم، منم كه ميميرانم، و من زندهاي هستم كه هرگز نميميرم.
منم اول يعني: نخستين كسي هستم كه به رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم ايمان آورد. منم آخر يعني: در آن هنگام كه بدن شريف رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم در لحد گذاشته شد، آخرين كسي بودم كه به او نگاه كردم. منم ظاهر يعني: آشكار كنندۀ اسلام. منم باطن يعني: پر از علم و دانش. به همه چيز آگاهم يعني: علم و دانش من به همه چيز احاطه دارد كه خداوند متعال دانش همۀ آنها را به پيامبرش داده و او نيز مرا آگاه فرموده است. و اين كه من «عين الله» هستم يعني: من چشم خدا بر مؤمنان و كفّارم. و اينكه من «جنب الله» هستم، خداوند تبارك و تعالي ميفرمايد: «ان تقول نفس يا حسرتي علي ما فرّطت في جنب الله» (زمر، 56) «اين كه (فرداي قيامت) كسي بگويد: افسوس بر من از كوتاهيهايي كه در «جنب الله»؛ (اطاعت از فرمان خدا) كردم.» كسي كه در باره من كوتاهي كند، در واقع در باره خداوند كوتاهي كرده است. هيچ پيامبري به پيامبري نميرسد جز آنكه مُهر و امضايي از حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم بگيرد. به همين جهت، آن حضرت خاتم پيامبران ناميده شد، حضرت محمد آقا و سرور پيامبران و من آقا و سرور اوصيا و جانشينان هستم. و اين كه ما گنجينهداران خدا در زمين هستيم يعني: به راستي كه ما آنچه را كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم با گفتار راست به ما آموخت، فراگرفتيم. و اين كه من زنده ميكنم يعني: سنّت و روش رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم را زنده ميكنم. و اين كه ميميرانم يعني: بدعت و نوآوري در دين را از بين ميبرم. و اينكه زندهاي هستم كه هرگز نميميرم، اشاره به آيۀ شريفهاي است كه ميفرمايد: «و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله أمواتاً بل احياء عند ربّهم يرزقون» (آل عمران، 169) هرگز گمان مبر كساني كه در راه خدا كشته شدند، مردگانند؛ بلكه آنان زندهاند و نزد پروردگارشان روزي داده ميشوند. (قطرهاي از فضايل اهل بيت عليهم السلام، ج2، ص300، ح856/39 به نقل از: مناقب ابن شهر آشوب، ج2، ص385. و بحار الانوار، ج39، ص347، ح20.) نوشته شده توسط سيد محمد يزداني | لینک ثابت | قسمتی از خطبه مبارکه غدیر
موضوع: امام علی علیه السلام
دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385 6:24 قسمتي از خطبه مباركه غدير: قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم: معاشر الناس، ما قصّرتُ في تبليغ ما اَنزل الله تعالي اليَّ و انا اُبيِّن لكم سبب هذه الآيه: إن جبرئيل هبط اليّ مراراً ثلاثاً يأمرني عن السلام ربيّ ـ و هو السلام ـ اَنْ اقُوم في هذه المشهد فاُعلم كل ابيض و اسود: أن عليّ بن أبي طالب اخي و وصيّي و خليفتي علي امتي و الامام من بعدي، الذي محلّه منّي محلُّ هارون من موسي الا أنه لا نبي بعدي و هو وليّكم بعد الله و رسوله، و قد انزل الله تبارك و تعالي عليَّ بذلك آيةً من كتابه «انّما وليّكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة و يؤتون الزكاة و هم راكعون» (5/55) و عليُّ بن أبي طالب أقام الصلاة و آتي الزكاة و هو راكع يريد الله عزوجل في كل حال.(الاحتجاج، طبرسي، ج1، ص126، ح32) اي مردم! من در رساندن آنچه خداوند بر من نازل كرده كوتاهي نكردهام، و من سبب نزول اين آيه را براي شما بيان ميكنم: جبرئيل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوندِ سلام، پروردگارم ـ كه او سلام است ـ مرا مأمور كرد كه در اين محل اجتماع، بپا خيزم و بر هر سفيد و سياهي اعلام كنم كه «علي بن ابي طالب برادرِ من و وصيّ من و جانشين من بر امتم و امام بعد از من است. نسبت او به من همانند هارون به موسي است؛ جز آنكه پيامبري بعد از من نيست. و او صاحب اختيار شما بعد از خدا و رسولش است» و خداوند در اين باره آيهاي از كتابش بر من نازل كرده است: «صاحب اختيار شما خدا و رسولش هستند و كساني كه ايمان آورده و نماز را بپا ميدارند و در حال ركوع زكات ميدهند» و عليّ بن ابي طالب است كه نماز را بپا داشته و در حال ركوع زكات داده و در هر حال خداوند عزوجل را قصد ميكند.
نوشته شده توسط سيد محمد يزداني | لینک ثابت |
آخرین مطالب:
|