فضايل اهل بيت عليهم السلام



|
|
بني امية = شجرۀ ملعونه در قرآن
موضوع: فضایل عثمان !
یکشنبه دوازدهم فروردین 1386 23:2
وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآَنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْيَانًا كَبِيرًا . [1] و به ياد آور وقتي را كه به تو گفتيم پروردگارت احاطه بر مردم دارد . و ما آن رؤيا را كه به تو نشان دايم ، جز به منظور آزمايش بشر قرار نداديم ، همچنين شجرهاي كه در قرآن لعن شده كه تخويفشان ميكنيم ؛ ولي هر چه ميكنيم ، جز بيشتر شدن طغيانشان نتيجه نميدهد ؛ آنهم چه طغيان بزرگي . در اينكه مراد از «شجرۀ ملعونه » در اين آيه چيست ، ميان علماي تفسير اختلاف نظر وجود دارد . برخي از علماي اهل سنت آن را به «شجرۀ زقوم» كه در جهنم ميرويد و باعث عذاب اهل جهنم ميشود تفسير كردهاند. برخي ديگر مراد از آن را «حَكَم و فرزندش مراوان » دانسته و بسياري ديگر آن را به «قوم بنياميه» تفسير كردهاند. حال بايد ديد كه حقيقت اين شجرۀ ملعونه چه ميتواند باشد و كدام نظريه در اين باب صحيح است ؟. بدون شك منظور از شجرۀ ملعونه هرگز نميتواند «شجرۀ زقوم» باشد . درست است كه خداوند فرموده است كه : َذَلِكَ خَيْرٌ نُزُلًا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ . إِنَّا جَعَلْنَاهَا فِتْنَةً لِلظَّالِمِينَ. [2] اما آن را در هيچ جايي از قرآن لعن نكرده است . و اگر صرف اين كه در جهنم سبز ميشود و مايۀ عذاب ستمگران است باعث لعن آن باشد ، بايد خود جهنم و عذابهايي آن ، همه لعن شوند . و نيز بايد ملائكۀ عذاب كه در حقشان فرموده: وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا . [3] ملعون باشند ؛ با اين كه خداي تعالي آنها را ستوده و ثنا گفته ؛ آنهم ثنائي كه فرموده : عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ [4] . و نيز يكي از وسائل عذاب و شكنجۀ مردم كافر ، دست مؤمنين است كه فرمود : قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنْصُرْكُمْ .[5] معلوم است كه دست مؤمنين ملعون نيست . از همۀ اينها معلوم ميشود كه مراد از شجرۀ ملعونه ، «شجرۀ زقوم» نيست و بايد براي تفسير صحيح، دنبال گزينۀ ديگري گشت . اين نكته را نيز بايد در نظر گرفت كه خداي تعالي شجرۀ نامبرده را به وصف ملعونه در قرآن توصيف كرده است و از اين به خوبي بر ميآيد كه قرآن كريم مشتمل بر لعن آنها است و لعن آن شجره هم اكنون در ميان لعنهاي قرآن موجود است ؛ چون ظاهر جملۀ « وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآَنِ » همين است . حال ببنيم در قرآن چه چيزهايي لعن شده است . در قرآن ابليس ، يهود ، مشركان و منافقان لعن شدهاند . و شجره همانطور كه به درختهاي ساقهدار اطلاق ميشود ، همچنين به ريشههايي كه از آنها شاخههاي فرعي جوانه ميزند اطلاق ميشود ؛ مانند ريشههاي مذهبي و اعتقادي . ابن منظور در لسان العرب ميگويد : وقتي ميگويند فلاني از شجرۀ مباركهاي است ، معنايش اين است كه ريشۀ دودمان مباركي دارد .[6] از گفتار لسان العرب هم كه بگذريم ، در لسان رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم هم بسيار ديده شده كه ميفرمود : يا علي الناس من شجر شتى وانا وأنت من شجرة واحدة .[7] و يا ميفرمود : إن الله خلق الأنبياء من أشجار شتى ، وخلقني وعليا من شجرة واحدة ، فأنا أصلها وعلي فرعها والحسن والحسين ثمارها ، وأشياعنا أوراقها فمن تعلق بغصن من أغصانها نجا ، ومن زاغ هوى ، ولو أن عبدا عبد الله عز وجل بين الصفا والمروة ألف عام ، ثم ألف عام ، ثم ألف عام ولم يدرك محبتنا لأكبه الله عز وجل على منخريه في النار . ثم تلا ( قل لا أسألكم عليه أجرا إلا المودة في القربى ) . [8] و يا اين كه فرمود : انا الشجرة وفاطمة فرعها وعلي لقاحها والحسن والحسين ثمرتها وشيعتنا ورقها واصل الشجرة في جنة عدن وسائر ذلك في سائر الجنة .[9] و اگر در اين مسأله دقت كنيم ، اين معنا برايمان روشن ميشود كه مراد از شجرۀ ملعونه يكي از همان اقوام ملعونه در كلام خدا هستند كه صفات شجره را دارند ؛ يعني از يك ريشه منشعب شده و نشو و نما نموده و شاخههايي شدهاند . وقتي بنا شد شجرۀ ملعونه به طور مسلم يكي از اين سه فرقه باشد ، حال بايد ببنيم از اوضاع و احوال زمان رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم و زمان نزول آيه چه ميفهميم ؟ . به طور مسلّم در آن زمان از مشركين و اهل كتاب ؛ يعني يهود و نصاري قومي كه چنين صفاتي داشته باشد ، ظهور نكرد ( نه قبل از هجرت و نه بعد از آن) ؛ زيرا تاريخ نشان ميدهد كه خداوند مسلمنان را از شر اين دو طايفه ايمن كرده و با امثال آيۀ : الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ .[10] استقلالشان را اعلام فرموده است . وقتي اوضاع و احوال صدر اسلام با مصداق بودن مشركين و اهل كتاب سازگار نشد ، قهراً باقي ميماند فرقۀ سوم ؛ يعني منافقين كه در ظاهر مسلمان بودند و تظاهر به اسلام ميكردند و در ميان مسلمانان يا از راه فاميلي و يا از راه پيرزوي عقيده و مسلك ، بقا و دوام يافته و در اعصار بعدي هم فتنۀ مسلمانان شدند . با در نظر گرفتن اين جهت معلوم ميشود كه قضيه از اين قرار بوده است كه خداي سبحان شجرۀ ملعونه را در عالم خواب به رسول گرامي خود نشان داده ، آنگاه در قرآن بيان كرده كه آن شجرهاي كه در رؤيا نشانت داديم و پارۀ از رفتارشان را در اسلام برايت ارائه داديم ، فتنۀ اسلام و بوتۀ امتحاني است كه يك يك مردم در آن آزمايش ميشوند . اين را هم بگوييم كه به اعتراف بسياري از مفسرين سياق آيات تسليت است ، ميخواهد رسول گرامي خود را تسليت بگويد كه اين فتنهها كه در رؤيا به تو نشان داديم ، چيز تازهاي نيست ؛ بلكه سنت خداي تعالي است كه همواره بدين منوال بر امتحان بندگانش جريان داشته است . تمامي آنچه كه گفتيم ، روايات عامه و اتفاق احاديث خاصه تأكيد ميكند ؛ زيرا در آنها آمده است كه مراد از «رؤيا» در اين آيه خوابي است كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم در بارۀ بني اميه ديد و شجرۀ ملعونه اين دودمان است . سيوطي ، يكي از بزرگترين مفسران اهل سنت در تفسر الدر المنثور در ذيل آيه چندين روايت نقل ميكند كه مراد از «شجرۀ ملعونه» در قرآن همان «قوم بني اميه» است . وي در ذيل آيه مينويسد : وأخرج ابن أبي حاتم ، عن يعلى بن مرة رضي الله عنه قال : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : « أريت بني أمية على منابر الأرض ، وسيتملكونكم ، فتجدونهم أرباب سوء » واهتم رسول الله صلى الله عليه وسلم لذلك : فأنزل الله { وما جعلنا الرؤيا التي أريناك إلا فتنة للناس } . وأخرج ابن مردويه ، عن الحسين بن علي رضي الله عنهما - أن رسول الله صلى الله عليه وسلم - أصبح وهو مهموم ، فقيل : مالك يا رسول الله؟ فقال : « إني رأيت في المنام كأن بني أمية يتعاورون منبري هذا » فقيل : يا رسول الله ، لا تهتهم فإنها دنيا تنالهم . فأنزل الله : { وما جعلنا الرؤيا التي أريناك إلا فتنة للناس } . وأخرج ابن أبي حاتم وابن مردويه والبيهقي في الدلائل وابن عساكر ، عن سعيد بن المسيب رضي الله عنه قال : رأى رسول الله صلى الله عليه وسلم بني أمية على المنابر فساءه ذلك ، فأوحى الله إليه : « إنما هي دنيا أعطوها » ، فقرت عينه وهي قوله : { وما جعلنا الرؤيا التي أريناك إلا فتنة للناس } يعني بلاء للناس . و نيز النيسابوري در تفسير خود در ذيل آيه مينويسد : الثالث : قول سعيد بن المسيب وابن عباس في رواية عطاء أن رسول الله صلى الله عليه وسلم رأى بني أمية ينزون على منبره نزو القردة فساءه ذلك . وعن ابن عباس : الشجرة الملعونة بنو أمية . همچنين سمرقندي در تفسر بحر العلوم در ذيل آيه مينويسد : وقال سعيد بن المسيب : أُرِي النبي صلى الله عليه وسلم بني أمية على المنابر ، فساءه ذلك ، فقيل له : إنّما هي دنيا يعطونها . فقرَّت عينه ، فنزل : { وَمَا جَعَلْنَا الرءيا التى أريناك إِلاَّ فِتْنَةً لّلنَّاسِ } يعني : بني أمية . ثم قال : { والشجرة الملعونة فِى القرءان } ، يعني : ذكر الشجرة الملعونة في القرآن فتنة لهم ، يعني : بلية لهم . و فخر رازي در تفسيرش در ذيل آيه مينويسد : والقول الثالث : قال سعيد بن المسيب رأى رسول الله صلى الله عليه وسلم بني أمية ينزون على منبره نزو القردة فساءه ذلك ، وهذا قول ابن عباس في رواية عطاء والإشكال المذكور عائد فيه لأن هذه الآية مكية وما كان لرسول الله صلى الله عليه وسلم بمكة منبر ، ويمكن أن يجاب عنه بأنه لا يبعد أن يرى بمكة أن له بالمدينة منبراً يتداوله بنو أمية . و نيز ابن أبي الحديد در شرح نهج البلاغه مينويسد : وقد جاء في الاخبار الشائعة المستفيضة في كتب المحدثين أن رسول الله صلى الله عليه وآله أخبر أن بنى أمية تملك الخلافة بعده ، مع ذم منه عليه والسلام لهم ، نحو ما روى عنه في تفسير ، قوله تعالى : ( وما جعلنا الرؤيا التي أريناك إلا فتنة للناس والشجرة الملعونة في القرآن ) فإن المفسرين قالوا : إنه رأى بنى أمية ينزون على منبره نزو القردة ، هذا لفظ رسول الله صلى الله عليه وآله الذي فسر لهم الآية به ، فساءه ذلك ثم قال : الشجرة الملعونة بنو أمية وبنو المغيرة ونحو قوله صلى الله عليه وآله : " إذا بلغ بنو أبى العاص ثلاثين رجلا اتخذوا مال الله دولا وعباده خولا " ونحو قوله صلى الله عليه وآله في تفسير قوله تعالى : ( ليلة القدر خير من ألف شهر ) قال : ألف شهر يملك فيها بنو أمية .[11] و... . بنابر اين شكي نيست كه مراد از «شجرۀ ملعونه» در قرآن ، همان قوم بني اميه هستند كه خداوند آنان را در خواب به رسول خود نشان داده و وقتي آن حضرت از ديدن آنان بر روي منبر خود مغموم و ناراحت شده است ، خداوند اين آيه را براي تسلّي خاطر آن حضرت نازل كرده است . و همانطور كه ميدانيد ، خليفۀ سوم اهل سنت ، عثمان بن عفان معروف به نعثل ، نخستين كسي است كه از اين شجرۀ ملعونه بر منبر پيامبر بالا رفت و براي مردم آن عصر فتنه و امتحان شد . بعد از او نيز معاويه ، يزيد ، مروان و .... همگي جزو همان شجرۀ بودند كه خداوند در قرآن آنان لعن كرده و وسيلۀ امتحان و آزمايش براي مردم قرار داده است .[12] [1] . الاسراء / 60 . [2] . صافات/ 62_ 63 . [3] . مدثر /30 [4] . تحريم / 6 . [5] . التوبه / 14 . [6] . لسان العرب ، مادۀ «شجر» . [7] . المستدرك ، الحاكم النيسابوري ، ج 2 ، ص 241 و مجمع الزوائد ، الهيثمي ، ج 9 ، ص 100 و المعجم الأوسط ، الطبراني ، ج 4 ، ص 263 و نظم درر السمطين ، الزرندي الحنفي ، ص 79 و تفسير الثعلبي ، الثعلبي ، ج 5 ، ص 270 و شواهد التنزيل ، الحاكم الحسكاني ، ج 1 ، ص 375 و تفسير القرطبي ، القرطبي ، ج 9 ، ص 283 و الدر المنثور ، جلال الدين السيوطي ، ج 4 ، ص 44 و... [8] . شواهد التنزيل ، الحاكم الحسكاني ، ج 2 ، ص 204 [9] . المستدرك ، الحاكم النيسابوري ، ج 3 ، ص 160 . [10] . مائده / 3 . [11] . شرح نهج البلاغة ، ابن أبي الحديد ، ج 9 ، ص 219 – 220 . [12] . لازم به ذكر است كه بنده بيشتر اين مطالب را از تفسير وزين الميزان علامۀ طباطبائي رحمت الله عليه با تلخيص و اضافات نقل كردهام . از خداوند علو مقام و اجر جزيل را براي ايشان خواستارم . نوشته شده توسط سيد محمد يزداني | لینک ثابت |
آخرین مطالب:
|